تبليغاتX
شهر غریب

48- روزهای دلسرد

  توی تقویم می نویسم تا بمونه یادگاری

روز تلخ عاشقی مون گفتی که دوستم نداری

می چکه قطره ی اشکم روی این جمله آخر

حتی این قلم نداره این شکست تلخ را باور

می گذره ماهی و سالی اما باز پر از غروبم

هر کی حالم و می پرسه به دروغ میگم که خوبم

نه می خوام کسی بفهمه با پریدنت شکستم

رفتی و تنهای تنها با خیال تو نشستم

تو تقویم می نویسم رفت اونی که عاشقم کرد

دیگه خورشیدی ندارم واسه این روزهای دلسرد

ولی تو ، تویی که رفتی حرمت عشق و شکستی

روی التماس چشمام، چشمای نازتو بستی

تقویم از اسم تو پر شد اما جات خالی اینجا

منم و خاطره ی تو منم و قصه فردا

!! نوشته شده توسط strani citta | | •

RSS