شهر غریب
بدترین شکل دلتنگی اینه که در کنار کسی که دوستش داری باشی و بدونی هیچوقت بهش نمیرسی
44- هیچکس هیچ نگفت
شيشه اي مي شکند.يک نفر مي پرسد.که چرا شيشه شکست؟
مادرم مي گويد:شايد اين رفع بلاست.يک نفر زمزمه کرد...باد سرد
وحشي مثل يک کودک شيطان آمد،شيشه ي پنجره را زود شکست.
کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرور می شکست،عابري خنده
کنان مي آمد،تکه اي از آن را بر ميداشت مرهمي بر دل تنگم مي شد.
اما امشب ديدم،هيچکس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد.از خودم ميپرسم
آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟دل من سخت
شکست،اما هيچکس هيچ نگفت و نپرسيد چرا ؟......................
!! نوشته شده توسط strani citta
| |
•


