شهر غریب
بدترین شکل دلتنگی اینه که در کنار کسی که دوستش داری باشی و بدونی هیچوقت بهش نمیرسی
43- سکوت
من به اندوه درون می اندیشم و به آن لحظه که تو می آیی و به
آن دم که مرا می خواهی و به آن کولی مژگان بلند که ندانسته
دلم را سد کرد و نفهمید که با من بد کرد من به آن لحظه فرا
خوانده شدم که سکوت است و سکوت است و سکوت و در آن
شمعی ست در حال سقوط به شانه ام می زنی که تنهایی ام
را تکانده باشی ؟ به چه دل خوش کردی ؟
تکاندن برف از شانه های آدم برفی

!! نوشته شده توسط strani citta
| |
•


