تبليغاتX
شهر غریب

30- دوری را دوست دارم

دوري را دوست دارم هر چند که دلتنگ و غريب

مي‌شوم اما وقتي دوباره با يک بغل مهرباني در

مي‌گشايي و صدايم مي‌کني،دلم مثل يک کهکشان

وسيع مي‌شود.شب را بخاطر تو دوست دارم که تا

تولد سپيده صبح، دلواپس نيامدنت باشم.کسي که

عاشق باشد مي‌داند که تمام طعم عشق به

دلشوره‌هاي شبانه است.دوست دارم هميشه شبها

تو را کم داشته باشم،تا وقتي چشم بر روي هم

مي‌گذارم خوابت را ببينم و چشم که باز مي‌کنم در

صبحي دوباره تو را به نظاره بنشينم.سفر را بخاطر

حس قشنگ خاطره دوست دارم. وقتي نيستي

و لحظه‌هايم از وجود مهربان تو خاليست کنار قاب

عکست،با خاطراتت زندگي مي‌کنم.اين انتظار

بازگشت،تمام لذت زندگي من است.سفر را بخاطر

بازگشت دوباره تو دوست دارم. شب را بخاطر صبح با

تو بودن و دوري را بخاطر آغاز دوباره مهرباني.اينطور

است که همه چيز - حتي تلخيها- هم بخاطر تو قشنگ

و دوست داشتني است.

 

!! نوشته شده توسط strani citta | | •

RSS