شهر غریب
بدترین شکل دلتنگی اینه که در کنار کسی که دوستش داری باشی و بدونی هیچوقت بهش نمیرسی
22- یک کتاب سوخته
یک کتاب سوخته رو کی می تونه بخونه
با کسی که زنده نیست کی می تونه بمونه
کی می تونه خونه شو روی دریا بسازه
کی می تونه غیر تو به سراب دل ببازه
ای سپرده دل به هیچ ای به دنـبال سـراب
ای تو ساده تر از اب مثل بچه ای تو خواب
من یه روز دوست داشتنو مثل تو بلد بودم
خوب بودم با خوبیا با بدی ها بد بودم
حالا اما واسه تو یه بت پوشالی ام
تو پر از عاطفه ای اما من تو خالی ام
تو وجودم هیچی نیست برهوته برهوت
عمرتو هدرنده توی این کویر لوت
من که فردا ندارم تو به فکر فردا باش
کم کم عادت می کنی با زمین و ادماش

!! نوشته شده توسط strani citta
| |
•


