تبليغاتX
شهر غریب

18- بازیچه

وقتی که به دنیا اومدم صدایی در گوشم طنین افکند و گفت : من تا آخرین لحظه عمرت با تو هستم . گفتم : تو کیستی ؟ گفت :من غمم . پیش خود خیال کردم که غم عروسکی هست که من با اون بازی کنم . اما الان که فکرشو میکنم میبینم من بازیچه ای هستم به دست غم

!! نوشته شده توسط strani citta | | •

RSS