شهر غریب
بدترین شکل دلتنگی اینه که در کنار کسی که دوستش داری باشی و بدونی هیچوقت بهش نمیرسی
16- پیچ و تاب آتش ها ....
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب / بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب / تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه / چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب / تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من / که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب / مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست / چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب / چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو / که این یخ کرده را از بی کسی ها می کنم هرشب / تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب / حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب / دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش / چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب / کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟ / که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
!! نوشته شده توسط strani citta
| |
•


