تبليغاتX
شهر غریب

شبیه برگ پاییزی

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم

 خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

 خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم

 در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم

 و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

 و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد

 چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

 خداحافظ ، تو ای بانوی شب های غزل خوانی

 خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی

 خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!

!! نوشته شده توسط strani citta | | •

RSS