تبليغاتX
شهر غریب

آنگاه

آنگاه که غرور کسي را له مي کني ، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کنی

آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني ، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري 

 آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي ،

آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ،

 مي خواهم بدانم ،

دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني ؟

!! نوشته شده توسط strani citta | | •

این روزها

نمی دانم این روزها روحم در پی چیست! خسته شده ام. دیگر توان ندارم!
 
گویی گمشده ای دارد! دائم دارد پی چیزی می گردد که من هم نمی دانم
 
چیست و این عذابم می دهد، و گرنه برایش می یافتم! دائم سرگشته است،
 
ناگهان بغض می کند، به فکر فرومی رود... روحم خسته ام کرده از بس بهانه
 
می گیرد!!! کاش لحظه ای آرام گیرد... فقط لحظه ای!!!
!! نوشته شده توسط strani citta | | •

RSS