تبليغاتX
شهر غریب

بدرود ای عشق

بدرود ای عشق و هر آنچه که مربوط به توست.من هرگز به دام تو

نخواهم افتاد.آن هنگام که کورکورانه در راه عشق قدم میگذاشتم

و مزه تلخ انکار تو را چشیدم چنان تیغ هایی به قلبم فرو می رفت

که یاد گرفتم هرگز دنبال آنچه که بی ارزش است نروم.اموختم

که از عشق بگریزم.بدرود ای عشق،به سراغ دیگران برو و آنها

را اسیر خود ساز چرا که دیگر نمیخواهم از شاخه های پوسیده

تو بالا بروم.با این همه در دست عشق اسیر نیستم.اما می توان

از دست او فرار کرد؟می خواهم،چرا که آزادی شیرین تر است

!! نوشته شده توسط strani citta | | •

RSS