9- نقش خیال
جز نقش خیال تو کسی در نظرم نیست زاییده پروازم و افسون پرم نیست
می کاوم و بیهوده در این شهر خیالی جز سایه موهوم غمت پشت سرم نیست
من ماندم و دلتنگی و یک عمر کسالت در این شب دیجور نشان از سحرم نیست
در آینه ی عشق تو را دیدم و امروز جز عکس تو در بر که چشمان ترم نیست
در پیچ و خم جاده دلتنگی و تشویش غیر از شب و تنهایی و غم همسفرم نیست

8- دلم گرفته
ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته / از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته / یک سینه غزق مستی دارد هوای باران / از این خراب رسوا امشب دلم گرفته / امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم / شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته / خون دل شکسته بر دیدگان تشنه / باید شود هویدا امشب دلم گرفته / ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو / پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته / گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است / فردا به چشم اما امشب دلم گرفته
7- عهد یاری با تو بستم
بی تو اینجا نا تمام افتاده ام پخته ای بودم که خام افتاده ام
گفته بودی که عاقلتر شوم آه،می خواهی مگر کافر شوم
من سری دارم که می خواهد کمند حالتی دارم که محتاجم به بند
کاشکی در گردنم زنجیر بود کاشکی دست تو دامنگیر بود
عقل ما سرمایه دردسر است من جهان را زیر و بالا کرده ام
عشق خود را در تو پیدا کرده ام من دگر از هرچه جز دل خسته ام
عهد یاری با دل دل بسته ام بر لب تو خنده مجنونی ام
خنده تو رنگی از دلخونیم
6- چشم های خسته
دستهای خسته ام را سوی او دراز کرده ام و از تو می خواهم که
بیایی و مرا از عطر نفسهایت لبریز کنی بیایی و مرا به سرزمين آب
هاي نقره اي ، به سرزمين آرزوها ببری و امشب باز به گذشته
مینگرم آنجا که در اوج نا امیدی سر راهم قرار گرفتی و با نگاهت
قلب یخ بسته ام را گرما بخشیدی و امشب چون گذشته تمام
حرفهایم برای توست آه ... پس کی می آیی چشمهای خسته ام
انتظار آمدنت را میکشند

5- خیلی سخته
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

4- منو ببخش
منو ببخش اگه دلم تنگ می شه خیلی برات
منو ببخش اگه نگام گم می شه تو شهر چشات
منو ببخش اگه شبا ستاره هارو میشمرم
اگه همش پیش همه بهت می گم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب می بینم
منو ببخش اگه تورو می سپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو می گم شما
منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم
تو یه فرشته یی و من خیلی باشم یه آدمم
منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم
3- بدون تو
نه آن ليلاترين مجنون نه شيرينم نه فرهادم
فقط مثل تو غمگينم فقط مثل تو دلتنگم
اگر آبي تر از آبم اگر همزاد مهتابم
بدون تو چه بي رنگم بدون تو چه بي تابم

2- روز مرگ
خسته از تکرار تلخ روزگارم روز مرگ خویش را چشم انتظارم
راه دوری مانده تا رسیدن من که حتی نای جان کندن ندارم
خوب میدانی برایت بد نبودم باز هم با این همه من شرمسارم
خسته ای از من خداحافظ برایت دفترم را یادگاری می گذارم
بعدها آهسته میخوانی به گریه آخرین شعر مرا روی مزارم
روزگاری هر چه گفتم از تو گفتم چند روزی می شود حرفی ندارم
واژه ها با من سر یاری ندارند شعر هم دیگر نمی آید به کارم
شعر هم دیگر نمی آید به کارم


